اسپاگتی با سس قرمز
۳۰۰,۰۰۰ تومان
رمان نوجوان با محوریت آمریکایی ستیزی.داستان از زبان یک شخصیت نوجوان به نام کوچک علی روایت می شود و دارای موقعیت و فضاهای طنز و هیجانی است.
5 در انبار
کتاب اسپاگتی با سس قرمز
کتاب اسپاگتی با سس قرمز به قلم آقای هادی حکیمیان است. این کتاب رمان نوجوان بلند که با قلمی روان و جذاب به بیان حقایقی از دل تاریخ نه چندان دور روایت میشود و مخاطب را با دغدغه ها ی مردم روستا همراه میکند تا بهنگاهی جهانی برساند. این کتاب توسط نشر معارف به چاپ رسید است و در مدت کوتاهی بر سکوی چاپ چهارم خود ایستاد. کتاب حاضر توانسته در جشنواره ها ی کتاب داخلی خوش بدرخشد و صاحب نشان رشد وزارتآموزش و پرورش ، برگزیده قلم زرین 1404 و جایزه ادبی شهید سید علی اندرزگو شود.
داستان در مقطع زمانی قبل از انقلاب و در روستایی کویری می گذرد.از چند سال پیش به سبب اکتشاف و بهره برداری از یک معدن سنگ آهن پای عده ای مهندس، تکنسین و کارمند آمریکایی به این منطقه باز می شود به طوری که کم کم آمریکایی های شاغل در معدن یک شهرک مدرن و امروزی به نام «آهن شهر» برای اسکان خانواده هایشان در این منطقه بنا می کنند.
آهن شهر کجاست؟
ورود افراد بومی به آهن شهر ممنوع است.تا اینکه در نزدیکی جشن شکرگزاری آمریکایی ها یکی از کارمندهای ایرانی آهن شهر به نام معصوم خانی برای پیدا کردن تعدادی بوقلمون دست به دامان اهالی روستا می شود.در این بین دو نوجوان به نام های حسینعلی و کوچک علی حاضر می شوند در ازای گرفتن کرایه برای معصومخانی بوقلمون و خروس بیاورند.
برشی از کتاب:
این دو دست به کار شده و هرچه بوقلمون و خروس توی روستا هست برای معصومخانی می آورند.معصومخانی به بچه ها گفته که پرنده ها را مدیر مدرسه آمریکایی آهن شهر برای نشان دادن به شاگردهایش می خواهد و بعد از یکی دو روز همه پرنده ها را با کرایه آنها پس می دهد.از آنجا که معصومخانی خروس ها و بوقلمون ها را در موعد مقرر پس نداده این دو نوجوان به همراه ننه کُردی (مادربزرگ حسینعلی) برای پس گرفتن خروس ها به آهن شهر می آیند و برای اولین بار موفق به ورود به محدوده ممنوعه می شوند.بچه ها که متوجه شده اند خروس ها و بوقلمون ها دست یک آمریکایی به نام مستر هایک است پیش او می روند.مستر هایک به بچه ها قول می دهد نهایتا تا غروب همه بوقلمون ها و خروس ها را با کرایه ای چند برابری تحویل آنها بدهد.
همین باعث می شود که بچه ها برای آوردن خروس ها و بوقلمون های بیشتر وسوسه شوند پس به همراه موتور سه چرخه معصومخانی به روستا رفته و از فردی به نام رجب سرخ که بیشترین تعداد خروس و بوقلمون را دارد می خواهند که بوقلمون ها و خروس هایش را به آنها کرایه بدهد.به علاوه سایر بچه های روستا هم تحریک می شوند تا از خانه هایشان بوقلمون ها و خروس های بیشتری بیاورند.ب
چه ها به کمک معصومخانی،رجب سُرخ و جوانی ساده دل به نام قوچعلی هرچه بوقلمون و خروس توی روستا مانده به آهن شهر میآورند و به آمریکایی ها میدهند.بچه ها تا زمان برگزاری جشن شکرگزاری صبر کنند اما در نهایت متوجه می شوند که همه قول هایی که آمریکاییها داده اند دروغ بوده و همه بوقلمون ها و خروس ها را برای مهمانی آن شب بریان کرده اند.رجب سرخ که میفهمد خروس ها و بوقلمون هایش را کشته و کباب کرده اند به شدت ناراحت شده و همراه قوچعلی و بچه ها شروع به اعتراض می کنند و در نهایت جشن آمریکایی ها را به هم می ریزند.آخر شب بچه ها به همراه رجب سُرخ و قوچعلی برق باشگاه آمریکایی ها را قطع کرده و به طرف جاده روستا روانه می شوند.
در این هنگام باران شدیدی شروع به باریدن می کند که ظرف چند ساعت تبدیل به سیل می شود.فردا صبح روستا در محاصره سیل قرار می گیرد.همچنین آهن شهر هم توی محاصره سیل قرار دارد.در حالی که هیچ کمکی از طرف دولت برای مردم روستا ارسال نشده چند هلی کوپتر برای بردن آمریکایی ها و زن و بچه هایشان به طرف آهن شهر می آید.
| شابک |
9786004415910 |
|---|---|
| نویسنده | |
| تعداد صفحات |
334 |






