ای کاش زودتر
از مجموعه کلاس آگاهی 1

۱۵۵,۰۰۰ تومانجلد

کتاب ای کاش زودتر با ویژگی‌های برتر و با قلمی روان و تعاملی اطلاعاتی کاربردی و به روز را در خدمت شما خواننده گرامی قرار می‌دهد.

فروخته شده:3
باقی مانده:2

2 در انبار

 کتاب ای کاش زودتر

کتاب ای کاش زودتر به قلم آقای سید احمد رضوی است. این کتاب در دسته برنا ( کتاب نوجوان) نشر معارف به چاپ رسیده و به بازار عرضه شده است. کتاب حاضر از مجموعه کلاس آگاهی است که شامل دوره 3 جلدی است ؛ آزادی ممنوع و باسواد از دیگر عناوین این مجموعه ارزشمند هستند. در این دوره سه جلدی که با قلم توانای نویسنده به صورت گفتگوی دوستانه بین استاد و شاگردان داستان جلو می‌رود، آقای رضوی سعی برآن دارد تا خواننده را با بیان داستان هایی که در این دوره از سن با آنها درگیر است همراه کند.

از ویژگی‌های این کتاب می‌توان به اطلاعات به روز و در خور فهم جوانان اشاره کرد، قلم روان و استفاده از کلمات ساده در داستان کمک به قابل فهم بودن روایت‌های کتاب کرده است.

برشی از کتاب ای کاش زودتر:

بی تفاوت نباشیم

جلوی در سالن ایستاده بودم. هوا ابری بود. دستانم را توی جیب‌های جلوی هودی فرو بردم. ریه‌هایم را از هوای تازه پر کردم و به آسمان نگاه کردم. اتفاق دیروز روی دلم سنگینی می‌کرد. دلم می‌خواست با یکی حرف بزنم تا فراموشش کنم. اما حوصله‌ی حرف‌های اضافه را هم نداشتم. خانم شاکری از در مدرسه وارد شد. تند راه می­‌رفت و چادرش موج می­زد. با دیدنش چیزی در ذهنم جرقه خورد.

تا وسط حیاط به استقبال‌ش رفتم. سلام کردم. تصمیم گرفتم ماجرای دیروز را برایش تعریف کنم. تا حرف‌هایم تمام شد چند بار از خجالت آن اتفاق تپق زدم. خانم شاکری با دقت به تمام حرف‌هایم گوش داد. بعد انگار چیزی یادش بیاید گفت: «بذار تو کلاس در این باره حرف بزنیم.»

قبول کردم و از هم جدا شدیم.

زنگ دوم خورد و خانم شاکری وارد کلاس شد. بعد از حضور و غیاب ازم خواست ماجرا را برای بچه­‌ها تعریف کنم. من هم شکسته بسته چیزهایی گفتم. ولی راجع به آن خانم مسن همه چی را با آب و تاب توضیح دادم. حرف‌هایم که تمام شد، دخترها شروع کردند به واکنش نشان دادن:

_ مگه زندگی ما به دیگران ربطی داره؟

_ بعضیا واقعاً فضولن.

_ چرا فکر می‌کنن می‌تونن تو موضوعی دخالت کنن كه بهشون هييييچ ربطی نداره؟

_ ما نخوايم کسی نگرانمون باشه باید کجا بریم؟

_ مگه ما بهشون گیر می‌دیم كه چرا چادر پوشيدن؟

_ من اگه به جای تو بودم می‌گفتم به شما هيييچ ربطی نداره.

_ چقدرم مغرورن. چرا خيال می‌کنن از ما بهترن!

حرف‌های بچه­‌ها اذیتم می­‌کرد. خانم شاکری ساکت بود. گاهی لبخند می‌زد و گاهی هم سرش را به علامت تأیید تکان می‌داد. دخترها ساکت شدند. خانم شاکری کنارم ایستاد. دستش را روی شانه‌ام گذاشت و گفت: «من برای درسا و همه‌ی کسایی که اتفاقات این مدلی براشون افتاده واقعاً متأسفم. خیلی دردناک و زجرآوره. برای منم پیش اومده و الان احساس شما رو كاملاً درک می‌کنم.»

فهرست :

١. ذهن ما باغچه است …

٢. اين كار، شجاعت نيست، حماقته!

٣. مواظب خودت باش !

  1. بی تفاوت نباشیم
  2. زن زندگی آزادی
  3. گنجشك با کلاغ فرق داره!
  4. شلوار زاپ يخي!
  5. چرا به من گير ميدي برو جلوي اختلاسا رو بگير؟
  6. سطل ماست!
  7. لذت فهمیدن!
  8. تو رو خدا کمکم کن…
  9. ما كجا تيپ بزنيم؟
  10. ما به هم وصليم
  11. استنداپ کمدی
  12. تیشرت آبی
  13. حواست رو جمع کن
  14. مطمئن باشين ضرر نمی‌كنين
  15. آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
ویژگی های گروهی
شابک

9786004416641

نویسنده

تعداد صفحات

160

Other
سال نشر

نوبت چاپ

دوم

قطع